سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

269

تاريخ ايران ( فارسى )

اخيرا بايران مراجعت كرده بود سفارشنامه‌هائى از شركت داشتند . در سال 1614 ميلادى اين پيشاهنگان بازرگانى از هندوستان حركت نمودند . اينجا بايستى از شرلى متشكر بود كه توانست سه فرمان مشابه هم از شاه عباس براى آنان بگيرد ، در اين فرامين شاه بفرمانداران بنادر فرمان داده بود كه بسفاين بريطانيائى از هرگونه كمكى مضايقه ننمايند . يكى از اين فرامين به بندر جاسك فرستاده شد و علت انتخاب آن وجود پرتغالىها در بندر هرمز بود . مسافرت « كونوك 1617 1616 ميلادى براى اين مسافرت مهم خطير جمز « 1 » ( كشتى تجارتى ) انتخاب شد و كونوك « 2 » برياست هيئت اعزامى تعيين گرديد ، وى از بندر سورت روانه شد و با وجود مشكلات زيادى كه در راه با آن مواجه بود بسلامت به بندر جاسك رسيد . و از آنجا يكسره عازم اصفهان گرديد و پس از ورود ، بر خلاف انتظار او معلوم شد كه شاه از پايتخت بيرون رفته و در مرز عثمانى مشغول جنگ مىباشد ولى بدون اينكه فتورى به خود راه بدهد يكنفر انگليسى بنام ويليام روبنز را كه در اصفهان مقيم بود و به تجارت جواهرات اشتغال داشت حاضر كرد كه با او به اردوگاه شاه برود . شاه عباس نمايندهء شركت انگليس را بملاطفت و مهربانى پذيرفت و بسلامتى كينك جمز شراب نوشيد و روى زانوى خم كردهء خود يك فرمان كاملا رضايت‌بخشى نوشته به آنان داد . و در مقابل كونوك قول داد كه طاوس و بوقلمون را كه در ايران وجود نداشت و نيز يكنوع سگهاى ريز اسباب تفريح و بازى به آن كشور بياورد . مسئلهء ايران در آن زمان از نظر انگليسىها مسئله مهم ايران در آن دوره مسئله ابريشم بوده است . ابريشم متاعى بود كه در انحصار شاهانه قرار داشت و شاه خيلى مايل بود كه آن را از راه خليج فارس بخارج صادر كند و علت آن دو مسئله بود يكى آنكه ميخواست ترك‌ها را بواسطهء عوارض گمركى سنگينى كه بر آن مىبستند محروم نمايد

--> ( 1 ) - James ( 2 ) - Connock